تموم شعرای این پُست تقدیم میشه به جنابِ «اصغر نبی لو» دوستِ نادیده ی من در شهرستان میانه که فقط می تونم بگم شرمنده ی محبتای بی دریغش هستم! [ضمنا می خواستم این دوستِ خوب را غافلگیر کنم اما طی تماسی که امروز با من گرفتن ناخواسته بند رو آب دادم!]
رباعی (1)
هر روز، شدید یادِ تو می افتم...
با شعرِ سپید، یادِ تو می افتم
افسوس که دیگر آنقدَر دوری که:
با «فعلِ بعید» یادِ تو می افتم!
(سعید ربیعی – مهر1388)
رباعی (2)
بنـویس که ازهمان دواها بخورم
بگذار که از قشنگی ات جا بخورم
از شوق زیارتِ تو - خانم دکتر-
مجبور شدم دوباره سرما بخورم!
(سعید ربیعی – مهر1388)
رباعی (3)
تو سوژه ی داغ وبحثِ روزم کردی
مجبور به ابراز و بُروزم کردی...
از بودن و از نبودنش می سوزم،
ای عشق، ببین دوگانه سوزم کردی!
(سعید ربیعی – فروردین/مهر1388)
خواستگاری
آنها به سراغ بختِ خود شب رفتند
با دسته گل و شیک ومرتب رفتند
تنها ز حساب های بانکی گفتند
وقتی که سراغِ «اصلِ مطلب» رفتند!
(سعید ربیعی – مهر1388)
طرح (؟)
قصه که به سر رسید،
زود تر از ما به خانه رسیدند
کلاغ های مجهز به GPS ...
(سعید ربیعی – آبان 1387/ مهر1388)

رباعی (1)
پاييز رسيد و باد را سرکش کرد
موسيقيِ کوچه را پُر از خش خش کرد
اين فصل که مشاطه ي خوبي هم هست
موي همه ي درخت ها را «مِش» کرد !
(سعید ربیعی - شهریور ۱۳۸۸)
رباعی (2)
تا در دلتان گلایه جا می گیرد،
غم در دلِ من دوباره پا می گیرد؛
یک ثانیه لبخند بزن، باور کن :
از اخمِ شما دلِ خدا می گیرد !
(سعید ربیعی - خرداد ۱۳۸۸)
رباعی (3)
اینقدر مرا خیره تماشا نکنید !
خود را به دلِ شکسته ام جا نکنید!
من تبرئه از عشق شدم پس لطفا:
پرونده ی بسته ی مرا وا نکنید!
(سعید ربیعی - تیر ۱۳۸۸)
رباعی (4)
کندوی پُر از عسل برایت شده ام
یک دفتر ِ پُر غزل برایت شده ام
تنها که شدی به یادِ من اُفتادی
یک «عشقِ علی البدل» برایت شده ام!
(سعید ربیعی - فروردین ۱۳۸۸)
رباعی (5)
ای یارِ همیشه روبرو؛ آیینه !
بر چهره ی من بکش اتو آیینه
این عکس فرشته بودنِ این دیوست:

کی بال و پرم ریخت؟...بگو آیینه !!!
(سعید ربیعی - شهریور ۱۳۸۸)
این هم کتاب «گریه های امپراتور» فاضل نظری عزیز که برای اولین در وبلاگ من بصورت PDF در دسترس علاقمندان قرار گرفته است:دانلود کتاب «گریه های امپراتور» با حجم 3.5 مگابایت
ضمنا دفعه ی قبل که کتاب شعرهای مرحوم زارع رو گذاشته بودم، چندتا غزل از کتاب «عشق قابیل است» از اون جا افتاده بود؛ این کتب کامل تره :دانلود کتاب «باید دوباره زاده شوم...!» با حجم 798 کیلوبایت
اصلاحیه ی رباعی اول (۴ مهر ۱۳۸۸)
پاييز رسيد و باد را سرکش کرد
موسيقيِ کوچه را پُر از خش خش کرد
اين فصل که آرایش دنیا با اوست
موي همه ي درخت ها را «مِش» کرد !

عید فطر پساپس(!) مبارک؛ اما متاسفانه بازم با یه خبر تاسف بار پشت تریبون قرار می گیرم :
پرویز مشکاتیان آهنگساز و نوازنده ی فقید ساز سنتور دیروز (دوشنبه 3۰/6/1388) بر اثر ایست قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد. روحش شاد...

+ نوشته شده در سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط سعید ربیعی

1) معرفی برگزیدگان بخش شعر جشنواره شعر و داستان مینودر:
هفتمین جشنواره شعر و داستان مرکز امور ادبی حوزه هنری، که این بار نام «مینودر» را بر خود داشت روزهایِ 28 و 29 مردادماه 1388 در سالن «سوره» حوزه هنری برگزار شد. در این جشنواره 639 شاعر و 316 داستان نویس شرکت کردند که از این میان 50 شاعر و 30 نویسنده به مرحله ی نهایی جشنواره راه پیداکردند. برگزیدگان بخش شعر این جشنواره که در کنار بخش آزاد ، بخش ویژه با موضوع انتظار را نیز شامل می شد از این قرار است:
در بخش آزاد شعر کلاسیک:
مقام اول : علیرضا بدیع از خراسان
مقام دوم : علی ثابت قدم از اصفهان
مقام سوم : علیرضا رجبعلی زاده از کاشان و حسین جنت مکان از سمنان (به طور مشترک
در بخش آزاد شعر نو:
مقام اول : حسین مرادی از سیستان و بلوچستان و سجاد سوری از همدان (به طور مشترک)
مقام دوم : حافظ عظیمی و سمانه عابدینی از تهران (به طور مشترک)
مقام سوم : علی اسدالهی از تهران و حسین رضایی از خراسان رضوی (به طور مشترک)
همچنین در بخش ویژه (با موضوع انتظار) :
مقام نخست را مقداد جهانگیری از استان گلستان از آن خود کرد.
( نکته : در بخش به ظاهر ویژه[!] آثار سپید و غزل و ... را به صورت فله ای با هم داوریدند!!! و چنانکه -عینا از بولتن جشنواره- ذکر کردم بخش ویژه تنها مقام نخست داشت تا معلوم شود که بخش ویژه ی جشنواره در واقع بخش حاشیه ای و یتیم آن بوده!!! حداقل از جشنواره ای که هفتمین دوره ی برگزاری خود را پشت سر می گذاشت انتظار نمی رفت که در بخش ویژه ی آن آثار نو و کلاسیک را با هم داوری کنند!)

این خوش و بشی که من و آقای سجادی (مجری) تو این عکس داریم با هم می کنیم حکایت جالبی داره :
موقعی که پشت تریبون قرار گرفتم ؛ بعنوانِ آغازِ کلام این رباعیِ خودم رو خوندم:
عاشق شده ام؛ خودِ خدا خواهم شد،
کانونِ توجه شما خواهم شد !
من مطمئنم به لطفِ عشقت؛ بانو
یا شاعر خوبی ام و یا خواهم شد!
آقای سجادی لبخندی زد و گفت : انشاالله !... آرزو بر جوانان عیب نیست!
من گفتم : آرزوی مصرع سوم [عشق] یا آرزوی مصرع چهارم [شاعرخوبی شدن] ؟؟!
گفت : حالا دیگه ...! شنونده عاقله، خودش می دونه !!!... ما هم دعا می کنیم!
گفتم : خدا از دهنتون بشنوه !!!
[خنده ی حضار]
گفت : مثل اینکه خیلی دردِ دل داری!
[خنده ی حضار]
...
این عکس هم که حاصل شکار لحظه های دوستان هست، دقیقا مال همون موقعس که می پرسم : آرزوی مصرع سوم یا آرزوی مصرع چهارم ؟؟!... اتفاقا به یمن این ادخال سرور ، اجرای خیلی خیلی موفقی داشتم، هر چند که این کل کل "به نام خدا گفتن" و "سلام علیکم" رو تعطیل کرد! ... اینم از معجزات شروع کردن با رباعیاتِ مورد دار!
۲) و اما غزلی مرگ اندیشانه از محمد سعید میرزایی؛ که منو به یاد روزی میندازه که 5 و6 و7 و 8 توی تقویم پشت سرِهم ردیف شدن تا... برای 5/6/87
... و مرگ در چمدان ِ تو، جاده منتظر است
- : نه استخاره نکن؛ تازه اول سفر است !
و پیش از آنکه بخواهی به مرگ فکر کنی
از اتفاق، دلت، مثل آنکه با خبر است
نه زود می رسد آری، نه می کند تاخیر؛
که هم دقیقه شناس است و هم حسابگر است
بدون مرگ از اینجا نمی رویم که مرگ
برای خانه ی دنیا درست مثل در است
دری که رو به رویت باز می شود آرام
در آن زمان که هیاهوی عمر پشت سر است
و مرگ را شب ها وقت خواب می بوییم؛
که عطر پاک همان شبدر چهار پر است
و می رسد که گلی را به دستِ ما بدهد؛
همیشه مرگ، همان گلفروش ِ رهگذر است
و بهترین گل خود را تعارف تو کرد ،
چرا که دید: «به دست شما قشنگ تر است!»
و مرگ گوشه ای از عکس ِ یادگاری ما ؛
و جای خالی ِ تو پیش ِ مادر و پدر است
چقدر با عجله می روی مسافر ِمن !
به این سفر که برای تو آخرین سفر است
چه بی قرار به ساعت، نگاه دوخته ای!
نه استخاره نکن؛ چشم مادرت به در است
#
ومرگ در چمدان ِ تو بر لب جاده
و تو، که با چمدانت... وجاده منتظر است...!
محمد سعید میرزایی

به لطف خدا آثارم به مرحله ی نهایی جشنواره ی کشوری شعر و داستان «مینودر» راه یافت! این طور که سایت سوره ی مهر اعلام کرده 2483 اثر از 955 نويسنده و شاعر، به دبيرخانه اين جشنواره ارسال شده است كه از اين ميان 1875 اثر در حوزه شعر و 608 اثر در بخش داستان است.
از استان مرکزی آثار 4 نفر به مرحله ی نهایی راه یافته است و داوری نهایی در روزهاي27، 28 و 29 مرداد در تالار «سوره» حوزه هنري تهران انجام خواهد شد.
مشروحِ این خبرِ نیمه فوری را در سایت ایسنا یا سایت حوزه هنری استان مرکزی بخوانید!
+ نوشته شده در جمعه 23 مرداد1388ساعت 9:48 بعد از ظهر  توسط سعید ربیعی

۱) میلاد حضرت موعود(عج) مبارک!
۲) این غزل آقای صالح دروند رو دوست شاعرم امیر سنجری در جلسه ی شعر حوزه ی هنری خوند پس از مدتها - در زمانه ای که به قول بهمنی عزیز همه ی صداها در غزل مثل هم شدن! - حس کردم این غزل اون لذت ناب غزل رو بهم داد:
این روسری آشفته ی یک موی بلند است
آشفتگی موی تو دیوانه کننده ست
بالقوّه سپید است زن اما زن این شعر
موزون و مخیّل شده و قافیه مند است
در فوج مدلهای مدرنیته هنوز او
ابروش کمان دارد و گیسوش کمند است
پرواز تماشایی موهای رهایش
تصویرِ رهاکردن یک دسته پرنده ست
دل غرق نگاهیست که مابینِ دو پلکش
یک قهوه ای سوخته ی خیره کننده ست
با اخم به تشخیصِ پزشکان سرطان زاست
خندیدن او عامل بیماری قند است
تصویر دلش با کمک چشمِ مسلّح
انگار که سنگی تهِ شیئی شکننده ست
شاید به صنوبر نرسد قامتش امّا
نسبت به میانگین همین دوره بلند است !
ماه است و بعید است که خورشید نداند
میزان حضور و حذرش چند به چند است!
صالح دروند

نمایشگاه آثار ساز سازان شهرستان اراک افتتاح شد
۵ الی ۹ مرداد ۱۳۸۸ ؛ اراک ، فرهنگسرای آیینه ؛ ساعت بازدید ۱۷ الی ۲۲
اجرای امشب (۶مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۰) : گروه موسیقی عشاق به سرپرستی رضا ربیعی


+ نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط سعید ربیعی

انجمن موسیقی استان مرکزی برگزار می کند :
شب های موسیقی
اولین نمایشگاه آثار ساز سازان
(دست ساخته های هنرمندان اراک)
۵ الی ۹ مرداد ۱۳۸۸ – اراک ، فرهنگسرای آیینه
اجرا ها :
دوشنبه : گروه موسوی ها ؛ سرپرست : سید وحید موسوی
سه شنبه : گروه عشاق ؛ سرپرست : رضا ربیعی
چهارشنبه : گروه شمشال (محلی لری و بختیاری) ؛ سرپرست : مهدی وثوقی
پنج شنبه : گروه نوبانگ ؛ سرپرست : مهدی امینی راد
جمعه : گروه هزار دستان (محلی تربت جام) ؛ سرپرست : حسین دامن پاک
فروش بلیط : فرهنگسرای آیینه - اجرا ساعت ۲۰
+ نوشته شده در جمعه 2 مرداد1388ساعت 9:27 بعد از ظهر  توسط سعید ربیعی

تو این پُست هفت رباعی از ابوسعیدابوالخیر آوردم؛ که براستی انتخاب هفت رباعی از میون اونهمه رباعی ِ نابِ این بزرگمرد کار دشواری بود؛به همین خاطر کل فایل PDFرباعیات ایشون را برای دانلود در پایان این پست قرار دادم، امیدوارم بخونید و لذت ببرید و همچنین امیدوارم دوستان شاعر ِِ زبان باز(!) و فرم گرا به کارکردی که از قافیه (بادا/مینا) در رباعی اول گرفته شده توجه فرمایند و عنایت داشته باشند که ایشان چندین قرن قبل با استادی هر چه تمام تر- در کنار یک مضمون سازی ِ فوق العاده - این تکنیک را به کار بسته و ای بسا که آنرا کهنه کرده و کنار گذاشته باشند!... باشد که دوستان ِ ما خرگوش ِ جدیدی از کلاه درآورند ( اگر می توانند!!!) ... باد آمینا !
رباعی (1)
من دوش دعا کردم و باد آمینا
تا به شود آن دوچشم ِ بادامینا
از دیده ی بدخواه، تورا چشم رسید
در دیده ی بدخواهِ تو بادا مینا !
رباعی (2)
تا شیر بُدم، شکار ِ من بود پلنگ
پیروز شدم به هر چه کردم آهنگ
تا عشق ِ تو را به بر درآوردم تنگ:
از بیشه برون کرد مرا روبهِ لنگ !
رباعی (3)
در مدرسه گرچه دانش اندوز شوی
وز گرمی ِ بحث، مجلس افروز شوی
در مکتب ِ عشق با همه دانایی
سرگشته چو طفلان ِ نو آموز شوی!
رباعی (4)
مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
پیدا و نهان چو شمع ِ در فانوسم
القصه درین چمن چو بید مجنون:
می بالم و در ترقی ِ معکوسم !
این سه رباعی را هم توی پُستای قبلی آورده بودم اما خب مناسب دیدم که در اینجا و در کنار سایر رباعیات انتخابی اونها رو دوباره بیارم :
رباعی (5)
وافریادا ز عشق، وافریادا
کارم به یکی طرفه نگار افتادا
گر دادِ من ِشکسته دادا دادا
ورنه من و عشق، هر چه بادابادا !
رباعی (۶)
ما دل به غم ِ تو بسته داریم ای دوست
دردِ تو به جان خسته داریم ای دوست
گفتی که به دل شکستگان نزدیکم؛
ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست
رباعی (۷)
بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ
گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ
این درگه ِ ما درگه نومیدی نیست
صدبار اگر توبه شکستی بازآ
فایل PDF رباعیات ابوسعید ابوالخیررا از هر یک از دو لینک زیر می توانید دانلود کنید :
> لطفا در صورت مخدوش بودن هر دو لینک اطلاع دهید تا آن را اصلاح کنم

انگار در این روزهای غبار آلود تنها پرواز های ملکوت همچنان دایر است ؛ پس از محمد حقوقی دیروز شهریار فریوسفی هم ...
+ نوشته شده در سه شنبه 16 تیر1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط سعید ربیعی


